سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

پچ پچهای چندتا رفیق
قالب وبلاگ

فسقلی جان دیدی حتی چنین سفر مبارکی هم به پایان رسید.

خدارا شاکریم که چنین سفری را نصیبمان فرمود.

الهی با دستان پراز دعاهای مستجاب بخیر شده،بازگشته باشیم.

زیارتت مقبول حق باد همسفر خوبم! انشاالله

راستی چه جالب بود،کوچولویی که در هواپیما همسفرش بودیم،

باز هم در برگشت با همدیگر بودیم،فقط رفتنه همردیف بودیم

برگشت جلو وعقب بودیم،ما که کم نیاوردیم در هردو حال باهاش

دورادور بازی کردیم.الهی سلامت باشد هم خودش وهم والدینش.


خودمانیم ولی یقینا مادرو پدرش متوجه ما شدندخیلی خنده‌دارممنونیم که

اجازه دادند خوشحال بمانیم.یادت میاد عکسی که ازش گرفتیم،

زیباست عکس پایانی سفرمان باشد.مگرنه؟


[ جمعه 93/1/8 ] [ 5:8 عصر ] [ قلقلی ] [ نظر ]

http://www.taghribnews.ir/images/docs/000034/n00034211-r-b-001.jpg

توو این سفر مشهد امام رضا خیلی هوامون رو داشت. چه آب و هوایی بود. محشر.....

از همون شب اول سرمای هوا، به من که گرمایی بودم خیلی حال داده بود. نم نم باروون، سرما بود و دستهامون مجمد میشد، ولی اون اشتیاق زیارت رفتن، ایستادن در آستانه ی باب الرضا، چشم دوختن به گنبد زرد طلای امام رضا، دست ادب رووی سینه گذاشتن و اذن دخول خوندن... خدای من چه لذتی داشت.

http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRaEqU_4JlINbicZf37AinxhSKBUAeX7xUqohxEMlHrxP_agq8iJg

 

بچه گربه ها رو یادته قلقلی جونم؟؟ هتلدارهای مشهد هوای بچه گربه ها رو. هوای کبوتر ها رو ...دارن.

قلقلی جونم یادته چه صفایی داشت؟!!......صحن های حرم امام رضا. ما توو اون سرما چقدر لذت بردیم.

امام رضا جونم خیلی مدیون محبت شما هستیم. انشالله قسمتمون بشه بریم به زیارت حضرت معصومه سلام شما رو بهشون برسونیم.


[ یکشنبه 92/12/4 ] [ 9:14 صبح ] [ فسقلی ] [ نظر ]

 

یادش بخیر. اون روزی که من(فسقلی) و قلقلی و مامان جان رفتیم برای زیارت آخر...

از صحن اسماعیل طلایی وارد شدیم. زیارت خوندیم و کنار سقاخونه ی اسماعیل طلا ایستادیم برای عکس یادگاری، از اونجا رفتیم توو صحن ایوون طلا، از همون ایوون طلا رفتیم داخل رواق، ایستادیم مقابل ضریح آقا امام رضا(ع) و از همون دور یه سلام دادیم و زیارت مختصری خوندیم. صبح اول وقت بود، وقتی برگشتیم توو صحن ایون طلا، دعای عهد داشت توو صحن پخش میشد. همگی رفتیم دم درب خروجی، در آستانه ی درب خروجی صحن ایستادیم و دعای عهد رو آرووم زمزمه کردیم....... چه صفایی داشت. چه حالی میداد...

اللهم الرزقنا ....


[ یکشنبه 92/11/27 ] [ 3:39 عصر ] [ فسقلی ] [ نظر ]

سلام فسقلی جان،جدیدا خیلی خیلی دلم برای زیارت امام رضا(ع)بیشتر هوایی شده.

یادت میاد دفعه پیش هم خیلی دلمان هوایی بود.

از راه بیگمان به زیارت امام رضا(ع)رفتیم.هرکار اگر خدا راضی باشد که قسمت بنده اش بشود،ازراه بیگمان قسمتش میکند،

توکلت علی الله

 


[ دوشنبه 92/11/21 ] [ 2:2 عصر ] [ قلقلی ] [ نظر ]

صبح تغریبا کله ی سحرشوخی(بعدازطلوع افتاب) بلند شدیم و توو اون سوز و سرما رفتیم حرم امام رضا(ع) برای زیارت. هوا خیلی سرد بود. نقاره خونه دیگه صداش قطع شده بود. انشالله سفر بعدیمون سعی میکنیم یه روز حتما طلوع آفتاب حرم باشیم و بریم صحن اسماعیل طلا تا صدای نقاره خونه رو بشنویم. صفایی داره ...

اون روز توو اون سرما چه صفایی داشت زیارت خوندن توو صحن اسماعیل طلایی و روبروی پنجره فولاد. یادت هست قلقلی جونم. یادت هست قدم زدن توو حن و سرای امام رضا رو. یادت هست چقدر یادت بروبچ همکلاسی رو میکردیم. یادت هست با چه وسواسی عکس میگرفتیم؟...... یادت هست با چه ترفندی از اون خادم امام رضا که در آستانه ی درب ورودی صحن ایستاده بود عکس گرفتیم؟.....

 

عکس حرم امام رضا علیه السلام، خادم امام رضا (ع)

اللهم الزقنا....


[ دوشنبه 92/11/21 ] [ 12:2 عصر ] [ فسقلی ] [ نظر ]

فسقلی سلام،یکی از دوستانم که مرتب جمکران میرود.بدون برنامه ریزی قیلی انشاالله3شنبه زایر امام رضا(ع)است بهش گفتم:"زیارت امام رضا(ع)همیشه افتخار است زمانهایی که بدون برنامه ریزی قبلی پیش میاید دیگه خیلی دلنشینتر خواهد بودانشاالله.من هم آخرین بار در شرایطی وبنحوی باور نکردنی دعوت شدم التماس دعا خیلی زیاد برای خانواده ام وخودم دارم.الهی دست پربیایی.به امیدخدا

عکس حرم امام رضا علیه السلام

حتمایادت میاد فسقلی جان چه حالی در آن سفر کردیم.انشاالله باز هم قسمتمان شود.


[ دوشنبه 92/11/7 ] [ 1:59 عصر ] [ قلقلی ] [ نظر ]

تووی این سفر بار اولی بود که به طبقه ی منهی یک حرم میرفتیم. آروم و قدم به قدم. نمیدونم چرا؟ ولی من برای زیارت آقام-امام رضا(ع) همون طبقه ی همکف رو بیشتر دوست دارم. زیارت اونجا برام دلچسبتر میشه. اینجا هم حس و حال زیارت هست ولی.. شاید صادقانه تر باشه اگه بگم: برام فرقش تووی اینه که وقتی تووی رواقهای طبقه ی همکف قدم بر میدارم ، میشینم، یه گوشه ای به نماز می ایستم... یک عمر خاطره های دلنشین هم همراهم هست....

قلقلی جان یادت هست زیارتی که رفتیم طبقه ی زیرزمین ، جلوی ضریح خوندیم. چقدر دلنشین بود و شیرین.

 


[ سه شنبه 92/11/1 ] [ 4:15 عصر ] [ فسقلی ] [ نظر ]

بالاخره دراین روز سرد که با تاکسی تا حرم آمدیم،مصمم بودیم تا این روز حتما برای نماز ظهروعصر حتما به نماز جماعت برسیم.به آقا سلام دادیم واینبار سمت مسجد گوهرشاد رفتیم،خود مسجد را تعمیر میکردندوامکان ورود بدان نبود ولی نمازظهرو عصر در شبستان مسجدگوهرشاد برگزار میشد،خود را بدانجا بموقع رساندیم،راستی یادت میاد از راهرویی که منار طلایی امام رضا(ع)را دیدیم وسلام دادیم ،چه منظره زیبایی بود!

نماز جماعتی که بجاآوردیم برایمان خیلی دلنشین بود،مگرنه؟لذا حتما خدا نیز از ما پذیرفته آن را،شکرخدا،اگر دفعات دیگر هم بدین مصممی وتوجه آمده بودیم،یقینا به نماز جماعت میرسیدیم،نه به پایان آن!به هرحال خدا راشکر!الهی زیارت مشهد بزودی قسمت همه خواستارانش شودوالهی باز هم"ضامن آهو "دعوتمان فرماید.


[ دوشنبه 92/10/23 ] [ 10:39 صبح ] [ قلقلی ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
نویسندگان
لینک های مفید
امکانات وب

--------


بازدید امروز: 5
بازدید دیروز: 8
کل بازدیدها: 25562